۱۳۹۵ بهمن ۵, سه‌شنبه



شيطان سازي
الف ـ مقدمه
دوستان سلام
این بار میخواهیم به بحث شیطان سازی بپردازیم . ابتدا میخواستم ارج گذاری بکنم از حنیف کبیر بنیانگزار سازمان مجاهدین که در ابتدای تاسیس سازمان گفت که ابتدا باید مبارزه را به عنوان یک علم فراگرفت . برای همین هم بود که اولین جزوه آموزشی درون سازمان که به اعضا آموزش داده میشد کتاب مبارزه چیست ؟ بود.
 

این همان بذری بود که در ۵۱ سال قبل کاشته شد وباعث شد مجاهدین بعنوان دیر پا ترین سازمان متشکل تاریخ ایران پایدار وآینده دار باقی بمانند .
الان هم ما به آموزش بخشی از این علم که تدوین شده است نشسته ایم . که بااجازه تون شروع میکنیم .اسم بحث هست شیطان سازی رژیم آخوندی علیه مقاومت و بخصوص سازمان مجاهدین .

چند وقت پیش یکی از دوستان در ایران در اینترنت مطالب وعکسهایی را جع به مجاهدین دید که خیلی برایش سوال برانگیز بود که واقعیت این نکات چی هستند ؟
وقتی این نکات را برایم ارسال کرد . با صرف وقت مجبور شدم که یک به یک به همه این موارد که در زمینه های مختلف بود پاسخ بدهم که مثلا این سایت مربوط به کی هست وبعد این باصطلاح سند یا نوشته چه بوده است ...
بعد که فکر کردم متوجه شدم که باید سرجمع برای توضیح این موارد یک بحث آموزشی گذاشت که همه این موارد را که حتما برای سایر دوستان جوینده حقایق در اینترنت وفضاهای مجازی پیش میاید را توضیح داد .
ضرورت بحث امروز از دوجهت اهمیت فوق العاده ای دارد :‌
یک اینکه بدون این اشراف به عملکرد رژیم آخوندی نمیشود در فضای مجازی درست کارکرد وگرنه به ابهامات و مواردی برخورد خواهد شد که مانع ادامه کاروفعالیتمان علیه این نظام  یا اخلال درآن میشود. چرا که با سوالاتی برخواهیم خورد که فکر وذهن را مشغول خود میکند وفرد را ترمز میدهد واین همان هدفی است که دستگاه وبلندگوهای نظام آخوندی دنبال میکنند .
دوم :‌گستردگی این کمپین شیطان سازی ولجن پراکنی بحدی است که بجرات میشود گفت که روزی نیست که به چندین مورد ازاین موارد بر نخوریم بخصوص نفراتیکه در داخل ایران کار وتلاش میکنند.
پس بحث را اینجا شروع میکنیم با این سوال که شیطان سازی چیست؟
در توضیح این اصطلاح باید جنگ را بشناسیم :‌
جنگ ها کلابه دونوع تقسیم میشوند :‌جنگ فیزیکی وجنگ روانی یا عصبی
جنگ فیزیکی را همگان میدانند همان معنی جنگ با انواع سلاح هاست که با خون وخونریزی همراه است . ولی جنگ روانی با افکار و اذهان انسانها یا دوطرف جنگ درگیر هست وباصطلاح شکل نرم افزاری دارد .
این دو شیوه اگر چه شکل متفاوت دارند ولی یک هدف را در جنگ دنبال میکنند وآن هدف نابودی دشمن و ازپای انداختن نیروی مقابل است .
این جنگ روانی از اوان پیدایش تجمعات انسانی وزندگی قبیلگی هم بوده است .تا عصر حاضر که دوران انفجار اطلاعات و یا عصر کبیر آگاهی ها وارتباطات نام گرفته است شکل پیچیده تر و موثر تری بخود گرفته است .
 حالا به جنگ خودمان برگردیم یعنی همین مبارزه با دیکتاتوری دینی ولایت فقیه . یک طرف مقاومت ایران مردم ایران ومجاهدین هستند ویک طرف نظام ضدبشری ودجال آخوندی حاکم با پول نفت درآمد حاصل ازفروش نفت وگاز وامکانات یک دولت ...
پس با این اوصاف نظام آخوندی علاوه بر زدن موشک به مخالفینش علاوه بر استفاده از انواع سلاحها در جنگ نابرابر اش علیه مقاومت واعدام وکشتار وقتل عام زندانیان سیاسی از ابتدای حاکمیت از سال ۵۷ تا کنون ؛ ازسوی دیگر به موازات آن دست به یک جنگ کثیف روانی هم زده است .
که شیطان سازی از مجاهدین ومقاومت هم یکی از این پدیده جنگ روانی رژیم بوده است .

معنی عام شیطان سازی چیست؟ : به طور عام  دروغ پراکنی وارونه گویی ومنفی جلوه دادن حقایق برای پیشبرد اهدافی خاص را شیطان سازی میگویند .
به یک جمله از هیتلر که در این زمینه ید طولایی داشت توجه کنید:

معنی خاص  یعنی در بحثی که به آن نشسته ایم شیطان سازی یعنی :
به مجموعه ای از تلاشهای رژیم آخوندی علیه مقاومت مردم ایران وبطورخاص مجاهدین برای سیاه کردن چهره مجاهدین و برانگیختن ضدیت علیه این اپوزیسیون رژیم ؛ شیطان سازی رژیم آخوندی میگوییم .
شیطان سازی عمدتا در زمینه رسانه ها ؛ خبرهای کذب یا مخدوش ؛ انجام عملیات ضد انگیزه ای ؛ مقالات غیر واقعی ؛ نشر کتابها ؛ ساختن فیلم های وسریالها بمنظور سیاه نمایی چهره شخصیتهای مقاومت یا ارزشها و مبارزات این رزمندگان و... وجود دارد.
هدف رژیم از شیطان سازی مخالفین اش و بخصوص نیروهای مقاومت ومجاهدین چیست ؟
یک :‌مخالفین رژیم ومجاهدین در ایرا ن جایی ندارند .
آنها نابود شده هستند .
زدن مارکهایی مثل اجنبی پرست خائن – خیانت درجنگ ایران وعراق  کشتار درونی مخالفین . شستشوی مغزی دادن اعضا  خود   رهبران ناصادق هواداران ناآگاه ووو دهها تهمت وافترا دیگر
البته این صرفا برای مجاهدین نیست بلکه همین که یک نیرویی یا فردی از درون خود رژیم پای خود را فراتر بگذرد مشمول جنگ روانی وفیزیکی بطور همزمان میشود . بطور مثلا شهرام امیری که قهرمان اتمی رژیم نام گرفته بود و نظام به گردن او حلقه گل انداخته بود دیر نپایید که جاسوس آمریکا درآمد و فیزیک هم مثل روانش ترور شد. یا داستان قتل های درون نظام مثل ترور سعید امامی که راس دستگاه اطلاعاتی این نظام بود وبعد کشته شد هم هدف جنگ روانی شد . یا خود جانشین خمینی یعنی آقای منتظری که نایب الامام بود بعد از مخالفتش با کشتار خمینی تبدیل به عنصری ساده لوح و مرتد و....شد .
یا محمد علی طاهری که یک دکتر مسلمان بوده واساسا هم هیچ خشونتی مرتکب نشده است . هم ترور روانی شد وهدف انواع اتهامات از خروج از دین تا ارتداد و... شد وهم حکم اعدام او صادر شد که الان برعلیه آن درحال جنگ واعتصاب غذاست .
کسی از دوستان هست که مثال های دیگری بتواند بزند؟

یک مثال را میخواهیم باز کنیم :

مثالهای شیطان سازی:
برای آشنایی بیشتر به چند نمونه توجه کنید :
پایه گذار این جنگ روانی خمینی ضدبشر بوده است اولین بار همین خمینی دجال بود که گفت «مجاهدین خودشان خودشان را شکنجه می‌کنند و خودشان خودشان را می‌کشند بعد تقصیر را به گردن رژیم می‌اندازند»
رژیم طی 4دهه حول همین محور به جنگ روانی و دروغپردازی علیه مجاهدین و تهیه جعلیات تحت عنوان مستند و یا کتاب و نمایشگاه و مصاحبه‌های ساختگی پرداخت تا حقیقت جامعه ایران را برای نسل جوان بپوشاند و مانع استقبال مردم به‌خصوص نسل جوان به مجاهدین بشود..
شیطان سازی وجنگ روانی در مورد قتل عام ۳۰ هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ را بررسی مختصر میکنیم :
دراین سال رژیم که قصد نابودی همه مخالفینش بخصوص مجاهدین را از ابتدای انقلاب داشت واین را خود احمد خمینی گفته بود که حتی هوادار مجاهدینی که نشریه مجاهد میفروشد را باید نابود کنیم تا نظام تثبت شود ( سند صوتی آقای منتظری ) در چنین شرایطی برخلاف حتی قوانین شرع وقانون اساسی خود همین نظام
هیئت مرگ تشکیل دادند و ۳۰ هزار نفر زندانی را که دوران محکومیتشان را میگذراندند ویا حتی حکم زندانشان تمام شده بود ویا حتی آزاد شده بودند را درعرض مدت کوتاهی به طنابهای دار فرستادند .


طبیعی است که این یک جنایت آشکار وکثیف علیه بشریت وجنایت جنگی است وآمران وعاملین آن باید محاکمه و مجازات شوند .
مثل جنایات جنگی در آلمان که هنوز هم آمران آنرا بعد از چند دهه از جنگ جهانی دوم دستگیر ومحاکمه میکنند .
ولی ولی برعکس این نظام این موضوع را هم دستخوش جنگ روانی وشیطان سازی خود کرده است : رژیم گفت وتبلیغ کرد که اولا : کشتاری نبوده است وهر چه بوده در حین عملیات فروغ جاویدان بوده . کو سند؟
دوما :‌ما برای نجات کشور اینکار را کرده ایم وافتخار ماهست .

اما واقعیت
نگاه کنید :‌ بعد از جنبش دادخواهی قتل عام ۶۷ که کوس رسوایی این نظام بخصوص با افشای نوار صدای منتظری بصدا در آمد . اینها دیگر از عدم وجود چنین کشتار دست کشیدند وسکوت کردند یا اینکه در لفافه افتخار میکنیم به این جنایت یک اعتراف سنگین تلویحی کردند .
واقعیت اینکه :‌در اولين سال‌های حكومت خميني یعنی از سال ۵۷ یا ۵۸، مجاهدين مدارك و شواهد مهمي درباره رواج شكنجه در زندانها را فاش كردند. براي مقابله با آن، خميني فرهنگ جديدي خلق كرد. او گفت شكنجه صورت گرفته. اما آنها(مجاهدين) خودشان خودشان را شكنجه كرده
اند.[ سخنرانی خمینی در جمع رئیس و اعضای دادگاه های انقلاب اسلامی» ـ ۱۹ فروردین ۱۳۶۰ ـ‌ صحیفه نور جلد ۱۴ صفحه ۱۷۱]
موضوع اصلي شيطانسازي اين است كه اپوزيسيون به صورت يك سكت جنايتپيشه و تروريست معرفي شود كه اعضاي خود، مخالفان خود، مسلمانان، مسيحيها، كردها، و ... را ترور ميكند. با شيطان سازي ملاها تلاش ميكنند توجه جهان را از تمركز بر نسل كشي و جنايت عليه بشريت كه خود مرتكب شدهاند روي اپوزيسيون برگردانند.



كمپين شيطاني سازي مجاهدين توسط رژیم به اندازه جريان شكنجه و اعدام آنها عمر دارد. شيطانسازي مكمل سركوبي است كه حاصل آن اعدام 120 هزار مخالف سياسي بوده است.
به اين منظور آنها بودجه هنگفتي صرف ميكنند، بخش مهمي از سرويسهاي اطلاعاتي را به اين كار اختصاص دادهاند و حتي به توطئههاي جنايتكارانه دست ميزنند.
شكست پرونده سازي وزارت اطلاعات عليه رئيس پيشين سازمان ضدجاسوسي فرانسه
الان چند نمونه  دیگر از موضوعات شیطان سازی نظام که جزیی از جنگ روانی علیه دشمن اصلی اش که مجاهدین ومقاومت ایرانیان باشد را برای آشنایی با شیوه های کار نظام میاوریم :
يكم -  درسالهاي ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴  سه تن از رهبران مسيحي ايران، اسقف «هائيك هوسپيان مهر» ، كشيش «مهدي ديباج» و اسقف «تدهيس ميكائيليان» بطرز مشكوكي به قتل رسيدند.
http://www.iran-efshagari.com/wp-content/uploads/2016/07/01-1-300x147.jpg
مدتي بعد، مقامهاي وزرات اطلاعات ملاها سه زن را به عنوان اعضاي مجاهدين در تلويزيون ظاهر كردند. آنها به اصطلاح« اعتراف» كردند كه رهبران مسيحي ايران را به دستور مجاهدين كشته
اند و اجساد آنها را قطعه قطعه كرده در فريزر خانهيي جا دادهاند. ملاها سپس براي آنها يك دادگاه تشكيل دادند.
  tvshow
بعدها وقتي كه جناحهاي رژيم اختلافهايشان بالا گرفت، اين موضوع را فاش كردند كه قتل اسقفهاي مسيحي به وسيله وزارت اطلاعات صورت گرفته است:

ganjy-akbar

اكبر گنجي، مقام سابق امنيتي رژيم و عضو شوراي سردبيري نشريهٌ «صبح امروز»، با انجام مصاحبه و نوشتن چند مقاله پرده از گوشة‌ ديگر از حقايق مربوط به قتل‌های زنجیره‌ای برداشت. او در مصاحبه‌ای با روزنامهٌ آريا در روز 13‌آذر77… به ‌پروندهٌ قتل کشیش‌های مسيحي اشاره‌کرده و ازجمله نوشته است: «اگر شما به دادگاه آن سه دختري (مريم شهبازپور، بتول وافري، فرحناز انامي) كه بنام منافقين گرفتند و محاكمهٌ كردند نگاه كنيد، رئيس دادگاه آقاي رهبرپور بود كه ايشان هم از دانش‌آموختگان مدرسهٌ حقاني هستند. در همان دادگاه يكي از نكاتي كه روي آن تأكيد مي‌شد اين بود كه يكي از دخترها مي‌گفت: من به میکائیلیان گفتم ما مي‌خواهيم مسيحي شويم. حال فرض كنيد اين مدعا درست باشد، تغيير دين به معنای ارتداد است. چون اگر مسلمان مسيحي شود مرتد مي‌شود و قتلش واجب است. منتهي فكر كرده‌اند كه رسماً نمي‌شود چنين چيزي را اعلام كرد. يعني الآن شما فرض كنيد آقاي “زيد” كه مسلمان است بگويد من ديگر مسلمان نيستم بلكه مسيحي يا يهودي شده‌ام، بر‌مبناي فقه ما اين فرد مرتد مي‌شود و حكمش اعدام است. منتها حقوق‌بشر و سازمان‌های بين‌المللي چنين رويكردي را بر‌نمي‌تابند و جلو آن مي‌ايستند. لذا آن‌ها فكر كرده‌اند اگر فردي مسيحي با آراي خود مسلمانان را مسيحي مي‌كند و نظام سياسي ما را هم قبول ندارد، با او چه بايد كرد؟ آيا به قتل رساندن کشیش‌ها به‌وسيلهٌ توابين سابق و به گردن منافقين انداختن راه‌حلي نبود كه ما را هم [از دست] روحانيون مسيحي خلاص مي‌كرد و در ضمن سازمان مجاهدين… را بي‌آبروتر مي‌كرد؟»
روزنامه حكومتي خرداد 8آبان1378
عبدالله نوري وزير كشور در دولت رفسنجاني، در روزنامه خرداد نوشت: «چطور وقتي برخي از کشیش‌های مسيحي به قتل رسيده و پس از تكه‌تكه شدن در فريزر جاسازي شدند، قاتلان به مردم معرفي نشدند؟».



دوم ـ «امانوئل لودو»(Emanuel Ludot)، حقوقدان فرانسوي و عضو هيأت وكلاي صدام حسين، رئيسجمهور سابق عراق، در مصاحبه با تلويزيون آرته فرانسه( 27سپتامبر 2005 ): « من در اينجا يك گفتگوي خصوصي را ميخواهم برايتان نقل كنم، اگر چه ميدانم ممكن است برايم گران تمام شود. من بهوسيلة سفير ايران (صادق خرازي) بهسفارت دعوت شدم. اولين چيزي كه در آنجا از من سؤال شد اين بود كه حال صدام چطور است؟ ما ايرانيها درمورد سلامتي او بسيار نگران هستيم. من وقتي اين سؤال را شنيدم بسيار متعجب شدم و در ابتدا باورم نشد. سفير ايران گفت بياييد با هم روي يك موضوع توافق كنيم. ما خواهيم گفت كه صدام كردها را بمباران شيميايي نكرده است، شما هم بگوييد ايرانيها كردها را بمباران شيميايي نكردهاند. اما يك سند داريم كه ميخواهيم در اختيار شما قرار دهيم كه اثبات ميكند كه مجاهدين خلق اين كار را كردهاند. پس به اين ترتيب بر سر يك مقصر مشترك توافق كنيم كه مجاهدين خلق باشند. شما بگوييد كه اين، كار مجاهدين خلق است و ما نيز خواهيم گفت كه كار مجاهدين خلق است. به اين ترتيب حيثيت هر دو طرف عراقي و ايراني حفظ خواهد شد....»

اولين چيزي كه در آنجا از من سؤال شد اين بود كه حال صدام چطور است؟ ما ايرانيها درمورد سلامتي او بسيار نگران هستيم. من وقتي اين سؤال را شنيدم بسيار متعجب شدم و در ابتدا باورم نشد. سفير ايران گفت بياييد با هم روي يك موضوع توافق كنيم. ما خواهيم گفت كه صدام كردها را بمباران شيميايي نكرده است، شما هم بگوييد ايرانيها كردها را بمباران شيميايي نكردهاند. اما يك سند داريم كه ميخواهيم در اختيار شما قرار دهيم كه اثبات ميكند كه مجاهدين خلق اين كار را كردهاند. پس به اين ترتيب بر سر يك مقصر مشترك توافق كنيم كه مجاهدين خلق باشند. شما بگوييد كه اين، كار مجاهدين خلق است و ما نيز خواهيم گفت كه كار مجاهدين خلق است. به اين ترتيب حيثيت هر دو طرف عراقي و ايراني حفظ خواهد شد....»

-   النجداوي عضو هيئت دفاع از رئيس جمهور سابق عراق صدام حسين در مصاحبه با روزنامه الوطن چاپ عربستان: «ايران در سال 2004 با يكي از اعضاي هيئت دفاع بر سر يك سند صادره از مركز دفاع استراتژيك آمريكا مذاكره كرد, اين سند حاكيست كه گاز بكار گرفته شده در حلبچه و انفال كه هزاران كرد قرباني آن شدند, گاز سيانيد بود كه در نزد مقامات ايراني از آن استفاده ميشد و در سال 1982 نزد مقامات عراقي وجود نداشت. اين پيشنهاد بنا به گفته النجداوي شامل اين بود كه تيم دفاع در برابر جهان بگويد كه كسي كه اينكار را كرده سازمان مجاهدين خلق اپوزيسيون رژيم حاكم بر ايران است».[ روزنامه الوطن عربستان 23/1/2007 ]

سوم ـ سازمان اطلاعات و امنيت هلند(AIVD) در گزارش سالانه خود مينويسد: AIVD در سال 2011 مشاهده کرده است که سازمان اطلاعات و امنيت ايران در هلند فعاليتي بدون وقفه براي لابي کردن عليه جنبش اپوزسيون مجاهدين خلق (MKO) دارد. سرويس هاي اطلاعاتي ايران با کمک رساني مالي, هماهنگي و مديريت ,  فعاليتهايي را بعهده دارند که برطبق آن به منظور بدنام کردن MKO با رسانه ها, سياستمداران مختلف و ديگر مديران ارتباط برقرار ميکنند.

چهارم ـ ملاها همچنين يك كمپين «پخش دلار» دارند. آنها در همه كشورها در جستجوي خبرنگاراني هستند كه حاضر شوند در ازاء دريافت پول مطالب منفي عليه مجاهدين منتشر كنند:

ـ روزنامه كالگري سان كانادا، مورخ 6 ژوئيه 2010  نوشت:« جان تامپسون كه رياست انستيتو مك كنزي, يك بنياد فكري امنيتي,  را برعهده دارد ميگويد: مردي كه به سفارت رژيم ايران در كانادا وابسته بود به او 80 هزار دلار پيشنهاد كرد. او گفت « آنها از من ميخواستند كه مطلبي در مورد مجاهدين خلق تهيه كنم. ايران سعي ميكند كه بقيه كشورها را وادار كند كه آنها (مجاهدين خلق) را يك فرقه تروريست اطلاق كنند.» تامپسون گفت كه او اين پيشنهاد را رد كرده است».

ـ يك ژورناليست عرب، به نام احمد ابومطر در مقالهيي در سايت ملف مورخ 15 اوت 2008 فاش كرد كه از يك سرويس اطلاعاتي ملاها تحت نام انجمن هابيليان دعوتي دريافت كرده كه از ايران بازديد كند. به نحوي كه همه مخارج سفر را دولت ايران تقبل كند. تا در ازاء آن وي درباره « جنايات مجاهدين » مقاله بنويسد. ابومطر ميافزايد در تحقيقات خود اظهارات روزنامهنگاران عرب ديگري از جمله يك موسسه انتشاراتي عراقي به نام « دارالنشر الحر» را يافته كه ميگويند: بخش اصلي كار « هابيليان » دعوت ژورناليستهاي عرب براي سفر رايگان به ايران است. در خلال دعوت به آنها پاكتي پر از دلار داده ميشود و سپس براي بازديد سر قبر خميني ميبرند. آخرين حلقه اين سفر حضور در دفتر انجمن هابيليان در شهر مشهد(يك شهر مذهبي در شمال شرق ايران) است تا در آن جا فيلمبرداري شود و به صورت گزارش كنفرانس آكادميسينها و محققاني كه به مجاهدين خلق انتقاد كردهاند، در تلويزيون دولتي پخش شود.

ـ روزنامه العرب قطر مورخ 6 فوريه 2012 متن گفتگوي خبرنگار خود شريف عبدالغني با يك خبرنگار مصري را درج كرد. وي در مكالمه تلفني از تهران شرح داده است كه چگونه ملاها او و شمار زيادي ديگري را از مصر به تهران بردهاند و در آن جا علاوه بر پذيرايي در هتلهاي مجاني، به هريك « يك پاكت پول» دادهاند كه هر چه ميخواهند خريداري كنند. به گفته اين خبرنگاران برخي از دعوت شدگان در بازگشت از سفر به تهران « از ديدن و لمس ستم و فقر و ديكتاتوري در ايران احساس گول خوردگي و فشار كردند».
سایر ابزار ها و زمینه های شیطان سازی رژیم را ببنیم که مغز آدم سوت میکشد که با این همه هزینه ها رژیم دنبال چه هدفی جز حفظ بزور سرکوب روانی که همپای سرکوب فیزیکی وکشتار هست :
سريالهاي تلويزيوني ـ يك رشته هميشگي از فعاليتهاي ملاها براي شيطانسازي مجاهدين است توليد و پخش انواع سريالهاي تلويزيوني و فيلمهاي سينمايي عليه مجاهدين است. سند (سريالها) نشاني اينترنتي شماري از اين فيلمها را ارائه ميكند:
ـ سريال تلويزيوني 15 قسمتي «ارمغان تاريكي» ـ 2011
ـ سريال 28 قسمتي فصل بيپروايي
ـ سريال 15 قسمتي پروانه
ـ سريال 47 قسمتي پاياني بر پايان ـ 2011
ـ سريال گريه خاموش
ـ سريال گرگها ـ 2008
ـ سريال ضلع سوم ـ 2012
ـ ملاقات پشت ديوار اشرف ـ 2012

ششم ـ كتابهاي رژيم عليه مجاهدين ـ برآورد ميشود كه  در سالهاي اخير ملاها صدها كتاب عليه مجاهدين منتشر كردهاند.  اين كتابها در وزارت اطلاعات رژيم تدوين ميشود.
در سند «كتابها عليه مجاهدي» تيترها و نشاني اينترنتي بيش از 240 كتاب كه از سايتهاي وزارت اطلاعات ملاها گرفته شده، ديده ميشود.
در این رابطه شما را ارجاع میدهیم به لیست ضمیمه که شامل لینک ولگو ونشانی بیش از ۲۴۰ کتاب وزارتی علیه مجاهدین ثبت شده است که حتما مراجعه کنید تا به ابعادی از این جنایت وقتل عام در عرصه جنگ روانی پی ببرید .
هفتم ـ نمايشگاهها عليه مجاهدين ـ اين نمايشگاهها كه دست كم صد مورد آن در دو سال اخير  برگزار شده، شامل عكس و فيلم عليه مجاهدين در سراسر كشور است تا با جاذبه مجاهدين در ميان جوانان مقابله كنند. به همين منظور محل برپايي آن معمولاً در دانشگاههاست.
در سند (نمايشگاهها) عنوانهاي برخي از اين نمايشگاه ملاحظه ميشود.
جنگ سیاسی مجاهدین علیه جنگ لجن پراکنی های نظام آخوندی:‌

باید گفت خوشبختانه در مجموع ؛ جنگ روانی نظام علیه مقاومت به نتیجه دلخواه آخوندها نرسیده است به این سند واظهار یکی از مزدوران جنگ روانی رژیم توجه کنید :


 
یکی از شعبات وزارت اطلاعات موسوم به هابیلیان به تاریخ 29شهریور، طی گفتگویی که یکی از آخوندهای مزدور رژیم با دژخیم هاشمی‌نژاد داشته، به‌نقل از او نوشته که مجاهدین برای آخوندها «خطرناک» هستند و «رسانه‌های گروهی ما [در مورد مجاهدین] ضعف دارند؟ کوتاهی می‌کنند؟ چند وقت پیش هم به‌دنبال اوجگیری کارزار دادخواهی خون شهیدان قتل‌عام ۶۷ در داخل و خارج کشور، خود دژخیم هاشمی‌نژاد طی مصاحبه‌یی با رسانه‌های رژیم به تاریخ 14شهریور گفت: (مجاهدین)... یک قوه خطرناک هستند. باید توجه داشت در طول دوران حیات (مجاهدین) آنها هیچ‌وقت توان نفوذشان را در مراکز مختلف از دست ندادند. باز اخیراً هم دیدیم که در بیت منتظری همان حرکت خطرناکی که در دهه 60 شروع کرده بودند، دوباره دیده شد. ما نباید تصور کنیم در داخل هیچ خبری در این نوع حرکتها وجود ندارد... این نگاه ممکن است یک نوع غفلت در سیاست‌گذاریها به وجود بیاورد. باید به (مجاهدین) در سیاست‌گذاریها توجه داشت... نسبت به فیصله دادن و مختومه کردن پرونده (مجاهدین)، مقداری کوتاهی شده است.

بی‌تردید این یک اعتراف آشکار به شکست رژیم در همه پهنه هاست. رژیمی که نتوانسته مجاهدین را با قتل‌عام و کشتار و بمباران و موشک باران نابود کند، فکر می‌کرد می‌تواند با یک جنگ روانی کثیف و پر هزینه و با انتشار هزاران کتاب و فیلم و مستند و نمایشگاه و بمباران تبلیغاتی علیه مجاهدین، تاریخ را تحریف و جای جلاد و قربانی را عوض کند تا هم سرنگونی خودش را چند صباحی به عقب بیندازد و هم از عقوبت و کیفر جنایاتش فرار کند.

پایه گذار این جنگ روانی خمینی ضدبشر بود که حکم قتل‌عام بیش از 30هزار تن از فرزندان مجاهد و مبارز این خلق را داد. اولین بار همین خمینی دجال بود که گفت مجاهدین خودشان خودشان را شکنجه می‌کنند و خودشان خودشان را می‌کشند بعد تقصیر را به گردن رژیم می‌اندازند. رژیم طی 4دهه حول همین محور به جنگ روانی و دروغپردازی علیه مجاهدین و تهیه جعلیات تحت عنوان مستند و یا کتاب و نمایشگاه و مصاحبه‌های ساختگی پرداخت تا حقیقت جامعه ایران را برای نسل جوان بپوشاند و مانع استقبال مردم به‌خصوص نسل جوان به مجاهدین بشود. اما انتشار فایل صوتی آقای منتظری پرده‌یی را که رژیم با جنگ روانی و با شیطان‌سازی می‌خواست روی واقعیت جامعه بیندازد کنار زد و بازتابهایش رژیم را سراپا دچار تکان و تلاطم بی‌سابقه‌یی کرد.

حالا ولی‌فقیه ارتجاع به عیان می‌بیند که بذرهای مقاومت که با خون مجاهدین در جای جای میهن به بار نشسته، به آتشفشانی تبدیل شده که تمامیت نظام آخوندی را به لرزه درآورده و امروز دژخیم هاشمی‌نژاد می‌گوید «نباید تصور کنیم در داخل هیچ خبری در این نوع حرکت ها وجود ندارد».

حرف بقیه سردمداران رژیم نیز همین وحشت و ترس را نشان می‌دهد و مستمر به صحنه می‌آیند و می‌گویند هدف تطهیر مجاهدین یا احیای مجاهدین است.

این را هم اضافه کنم که همین هاشمی‌نژاد دژخیم در یک مصاحبه دیگر که در تاریخ 22مرداد95 با خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس انجام داده بود گفته: «... سازمان مجاهدین خلق بازخوانی نشد و جوانان آگاهی پیدا نکردند و به این ترتیب فرصت به [مجاهدین] داده شد تا آنها از این فرصتها بهره بگیرند و... به عرصه عمومی باز گردند... برای خود هوادار جمع کنند». که این حرف، اعتراف صریحی به موج اقبال اجتماعی به‌خصوص از طرف جوانان به مجاهدین است.

این دژخیم در ادامه همین مصاحبه می‌گوید «در سال 88 شاهد بودیم... سرنخ بسیاری از حوادث... در دست مجاهدین بود». ملاحظه می‌کنید که معنی و منشأ وحشت ولی‌فقیه که از زبان دژخیم هاشمی‌نژاد بیان شده، مبنی بر این‌که «مجاهدین یک قوه خطرناک هستند» از چی و از کجاست؟ در واقع این وحشت، از نقش انگیزاننده و الهام‌بخش مجاهدین در رابطه با جامعه‌یی که دیگر حاضر نیست به حاکمیت سراسر فساد و جنایت ولایت‌فقیه تن بدهد، خبر می‌دهد.
برخی از رسانه های مقاومت در جنگ سیاسی وروانی دشمن:
دراینجا به چند رسانه مقاومت علیه سیاست شیطان سازی نظام اشاره میکنیم وآدرس میدهیم :
http://www.iran-efshagari.com/سایت ایران افشاگر
تعدادی از کانال های سازمان مجاهدین خلق ایران ومقاومت ایران
***************************************************
سازمان مجاهدین خلق ایران
https://telegram.me/mojahedin_org
..................................................................................
همبستگی ملی (شورای ملی مقاومت ایران)
https://telegram.me/HambastegiNews
..............................................................................
سیمای آزادی(تلویزیون ملی ایران)
https://telegram.me/SimayAzadiTV
..................................................................................
ارتباط مستقیم(میزگرد های تلویزیون ملی ایران )
https://telegram.me/Ertebat_M
..................................................................................
تبیین جهان(کتابهای تببین جهان آقای مسعود رجوی)
https://telegram.me/tabiinjahan
..............................................................................
پیام آشنا(پیام ها وسخنرانی های آقای مسعود رجوی)
https://telegram.me/PayameAshena94
..................................................................................
کتاب  های تبیین جهان(آقای مسعود رجوی)
https://telegram.me/tabiinjahan
..................................................................................
کتابخانه حبیبی(کتابهای مجاهدین )
https://telegram.me/ketabkhanehhabibi
....................................................................................
هزار اشرف می سازیم(آشنایی با برنامه های مقاومت ایران -فراخوان به گردهمایی سالانه مقاومت ایران)
https://telegram.me/HezarAshraf
..................................................................................
موزیک اشرف(ترانه ها وموزیک های خوانندگان مقاومت و مجاهدین )
telegram.me/music_ashraf
..................................................................................
بگو نه (برنامه اجتماعی وسیاسی مقاومت ایران-نه به سازش وتسلیم وسکوت ٫نه به فقر وفحشاء واعتیاد ٫نه به زنداو شکنجه واعدام ٫آری به نبرد تا رهایی ایران زمین)
https://telegram.me/begoonah
............................................................................
فردای ما(برنامه جوانان مجاهدین ومقاومت ایران -دریچه ای به آنچه که نیست وباید باشد وآنچه که در فردای ما ساخته میشود)
https://telegram.me/fardaemaINTV


............................................................................
پیک شادی(ایستگاهی که خنده رو به لب ها  وشادی رو به دل ها می آره٫به کوری چشم آخوندهایی که غم وغصه و یاس وناامید میخواهند)
https://telegram.me/pake_shadi
در گذر تاریخ(نگاهی به تاریخ اجتماعی٫فرهنگی ٫سیاسی ومقاومت ایران)
https://telegram.me/HistoryIran2016
.....................................................................................
زنان نيروي تغيير)(زنان آزاده نيروي تغيير واقعي ايران زمين
https://telegram.me/ZananNiruyehTaghir
..................................................................................
کارگران آگاه
https://telegram.me/kargaran_aggah
..................................................................................
بسوی پیروزی
http://www.telegram.me/besoyepirouzi
..................................................................................
بدانيم (سوالات شما حول سازمان مجاهدين خلق را پاسخ میدهد)
https://telegram.me/channel_50sal
..............................................................................
بهار ایران-پلی بسوی آزادی مردم ایران
https://telegram.me/Bahare_iran

دونمونه از کتابهای مقاومت :





نتیجه گیری :
جنگ روانی جزیی از جنگ عام بین مردم ومقاومت علیه نظام آخوندی است . شیطان سازی هم جزیی از این جنگ روانی است .
این جنگ تا سرنگونی این نظام آخوندی علیه مقاومت ادامه دارد . برای آن باید آماده وهوشیار بود .
باید به عنوان یک علم ودانش در جنگ نگاه کرد تا بتوان دربرابر دشمن به پیروزی در این عرصه هم رسید.

ضمیمه :

عکس واسامی تعدادی از مزدوران وزارت اطلاعات علیه مجاهدین:



تعریف جنگ روانی

جنگ در معنی منحصربه‌فرد خودش دارای دو گونه‌است:
  • جنگ فیزیکی
  • جنگ روانی (عصبی)
جنگ فیزیکی امری کاملاً شناخته شده‌است و لازم نیست در موردش بیش تر گفته شود ولی معنی جنگ روانی در دیدگاه‌های بسیاری از مردم ناشناخته مانده‌است. تاریخچه جنگ روانی را می‌توان به سالها پیش و تمدن‌های اولیه یبشر بازگرداند. به زمان جنگ‌ها و مبارزات قبایل و افراد با یکدیگر که علاوه بر عملیات جنگیدن (فیزیکی) از اداها و نمودهای خاصی نیز برای ترساندن حریف استفاده می‌کردند. بی شک بشر این فن را از طبیعت عاریه گرفته و به گسترش آن پرداخته‌است. طبیعت که شامل موجودات غریزی پیرامون انسان می‌شود، با به کاربردن قوانین ساده در دل همدیگر رعب و وحشت ایجاد می‌کردند تا از نابودی خود جلوگیری کنند. جنگ فیزیکی و روانی در بیشتر جنبه‌ها با هم تفاوت دارند ولی در کل اگر بخواهیم آن ها را درست بررسی کنیم، جنگ روانی و جنگ فیزیکی در وجود دشمن با یکدیگر یکسانند. زیرا وجود دشمن (همان نابود کننده ی طبیعی) موجبات انسجام گروه و یا دسته‌ها را فراهم می‌کند تا در برابر دشمن فرضی ایستادگی کنند. ولی در کل جنگ روانی بخشی از جنگ فیزیکی می‌باشد.

تعاریف جنگ روانی

همان طور که اشاره شد جنگ روانی یکی از پیش پا افتاده‌ترین اصول زندگی بشر بر روی کره ی زمین است و اصولاً راز بقای او علاوه بر جنگ کلاسیک و فیزیکی، جنگ روانی نیز بوده‌است ولی در چند دههٔ اخیر که رسانه‌ها و اطلاعات رشد بسیار زیادی کرده‌اند و به قولی، انفجار اطلاعات رخ داده‌است، دیگر جنگ روانی یک امر عادی و پیشپا افتاده برای بقاء محسوب نمی‌شود، بلکه نبردی است برای تسلط بر افکار و اذهان حال این نبرد می‌تواند برای برتری بر یک کلیت باشد و یا می‌تواند تنها برای قبولاندن چیزی جزئی در ذهن مردم باشد. بعد از گذرهای اخیر در جهان و الاخصوص بعد از جنگ جهانی دوم، دکترین‌های مختلفی برای ایجاد جنگ روانی و به چالش کشیدن اذهان به وجود آمد. از سخنرانی‌های مهیج هیتلر در مقابل سپاهیانش که به نوعی هیجان گرایی نازیستی منجر می‌شد بگیرید تا پیام‌های کوتاه و به ظاهر بی اهمیتی که هر روزه از تلویزون‌های ملی و جهانی پخش می‌شوند و به ترتیبی خاص افکار و سیاست‌ها را جهتگیری شده، به مردم تحویل می‌دهند. نقش مخاطب در باور کردن و یا نکردن این فوران‌های اطلاعاتی زیاد مورد اهمیت نیست، زیرا به هر ترتیب که شده این اطلاعات جهتگیری شده به خورد مخاطب (چه قبول فردی و چه قبول اجتماعی) داده می‌شوند.
یکی از اصول اساسی جنگ روانی جهل مخاطب است، زیرا مخاطب جاهل هیچ گاه به دنبال یافتن حقیقت نمی‌رود و یا اگر به حقیقت هم بر حسب اتفاق برخورد بکند، آنچه را که از قبل در ذهنش فرو کرده‌اند را قبول می‌کند تا حقیقتی بیرونی و ملموس تر.
جنگ روانی همچنین طیف وسیعی از فعالیتها تروریستی و خشونت مآبانهٔ سمبلیک را(که بمنظور ارعاب ویا ترغیب مخالفان به تطبیق رفتار خود طراحی می‌شوند)را نیز در بر می‌گیرد. این دیدگاه فعالیتهای پنهانی نظیر جاسوسی، براندازی، آدم کشی ودیگر اشکال تروریسم و سانسور را در قلمرو جنگ روانی قرار می‌دهد و به عبارتی با دستکاری کردن ماهیت‌ها، به مقصودهای پلید خودش دست پیدا می‌کند. مهم‌ترین جنبهٔ جنگ روانی، شکل دادن به نگرشهای عمومی ملت است حال این جنگ روانی ممکن است از طریق رسانه‌ها و به صورت شعار نمود یابد و یا به صورتی عملی تر به صورت قتل و ارعاب. درجهٔ نزدیکی دولت‌ها به واژه‌هایی مانند دیکتاتوری، از واژه‌های اساسی که در جنگ‌های روانی و دکترین هایشان برداشت می‌شود، می‌باشد.

چگونه به وجود آوردن جنگ روانی

در بسیاری از متونی در رابطه با جنگ روانی بحث کرده‌اند، از متون ابتدای تمدن مانند کتاب دولت افلاطون تا دکترین‌های جدید و معتبر جهانی ولی در این میان می‌توان ۱۷۰ روش برای دامن زدن به جنگ روانی را نام برد. این روش‌ها گاهی سیاهترین و ننگ آورترین قوانینی است که برای فریب دادن ملت‌ها به کار گرفته می‌شوند و گاهی نیز دیدی مفیدتر بر آنها حکم فرماست و در صدد بهبود دادن ناخودآگاه مردم در رابطه با امور جاری زندگی و جامعه هستند.
عوامل مؤثر در جنگ روانی:
  • عوامل ذهنی الف:شناخت ذهنی افراد مخاطب ب:انگیزه‌های فردی ج:گرایشهای روانی
  • عوامل محیطی الف: تفاوتهای، بینشی - مذهبی ب:تفاوتهای قومی نژادی ج:تفاوتهای طبقاتی (ثروتی)
این درجه بندی‌ها بر اساس دادن راهبردهایی مناسب برای در دست گرفتن تدبیر اداره کردن جنگ روانی در مواقع لزوم می‌باشد. عوامل ذهنی، بیشتر به نوع تأثیراتی که جنگ‌های روانی بر ذهن فردیت هر مخاطب می‌گذارند نظر دارد و می‌کوشد تا می‌تواند این تأثیرات را بهتر و بیشتر کند. عوامل محیطی، بر اصول حکمفرما بر جامعه ناظر است و سعی می‌کند از نقاط کوری که در دیدگاه‌های جامعه وجود دارد برای بهره برداری‌ها خود استفاده کند و یا مقرضانه به آنها نپردازد.
برخی از ویژگیهای کارکنان جنگ روانی که در خدمت رسانه‌ها و دولت‌ها خدمت می‌کنند باید اینها باشد: * از نزدیک با خصوصیات روانی و اجتماعی و روحییات فردی جامعه آشنایی داشته باشند. زیرا در این صورت مخاطبین بهتر به آنها اعتماد خواهند کرد و از طرفی بیشتر می‌توانند به خواص قومی و ملیتی نزدیک شوند.
  • تسلط کامل به زبان جامعه. راز ارتباط برقرار کردن با بومی‌های یک جامعه تسلط بر دایرهٔ واژگانی آنها است. کسی که برای این سرویس‌ها کار می‌کند باید مانند مردم کوچه و بازار (با کلمات و لحنها، مشکلات، دردها و بسیاری دیگر از شاخصه‌های آنها) باشد.
  • سطح بالای سواد و آگاهی در رابطه با مسایل مربوط به جامعه.
  • دارا بودن فکری خلاق وتحلیلی از مسایل سیاسی.
از دیگر جنبه‌های جنگ روانی می‌توان دلایل پذیرش و یا نپذیرفتن آن را نام برد. کسانی که تحت دکترین‌ها به تحقیق و تفحص در این موارد همت می‌گمارند باید از گفتن کلمات کلی و انتزاعی بپرهیزند و نیز از طرح مباحث ایدئولوژیک و عمیق نیز دوری کنند زیرا مخاطبین عامی اکثراً دانش فهم آن را ندارند و نمی‌توانند پیام مطلب را درست دریافت کنند برای همین پیام رسانی باید در عین سادگی انجام گیرد، مانند یک ارتباط ساده و معمولی که مردم در کوچه و خیابان با یکدیگر بر قرار می‌کنند ولی نقطهٔ تفرق در این است که برای پذیرش و نهادینه کردن، از جلوه‌های ویژه و فنون خاص تصویری و یا جابه جایی کلامی در اخبار استفاده می‌شود البته شایان ذکر است که عواطف و عقاید مخاطب نباید مورد تاخت و تاز قرار گیرد، مخاطب تنها باید به تدریج در روند احساساتی تر شدن قرار گیرد تا در موقع لزوم طغیان کند و خودش به دست خودش عقایدش را دور بریزد.

نکاتی دیگر در مورد جنگ روانی

ما در دوره ای زندگی می‌کنیم که رسانه‌ها و مجامع بین‌المللی، رشد بسیار زیادی کرده‌اند و دیگر مانند سالهای پیش، تنها یک خبرگزاری بزرگ و یا یک سرویس خاص به نقل اطلاعات نمی‌پردازد. از طرفی انفجار اطلاعات و همه گیر شدن اینترنت، مجال سرعت در پردازش و انتقال اطلاعات را نیز فراهم کرده و از طرفی فضای بی انتهای اینترنت، امکان انتقال صحیح تر و تفسیر شده تر اطلاعات به مخاطبین، را فراهم آورده‌است. این انحصاری نبودن، امکان جنگ رسانه ای را از راه های گوناگون برای دولت‌های خودکامه و دیکتاتوری محدود کرده‌است و دیگر به آنها اجازه ی این را نمی‌دهد که بنا به خواست خود به تفسیر اطلاعات دست بزنند و یا اطلاعات نادرست را برای مردم بازگو کنند

 

.
 یک نمونه عضوگیری وزارت اطلاعات:

جاسوسان رژیم ایران تلاش کردند مرا استخدام کنند به قلم شین هریس

شین هریس

شین هریس

دیلی بیست – 14ژوئن 2015- شین هریس- رژیم تهران به سختی می‌تواند کار مرا مطلوب ببیند اما یک گروه که توسط اطلاعات ایران حمایت می‌شود تلاش کرد که مرا برای کنفرانسی علیه ”تروریسم دولتی صهیونیسم“ اسم نویسی کند... ..

در روز 23 مه، یک فرستاده ”کنگره بین‌المللی 17000 قربانی ترور“ که می‌گوید یک سازمان غیردولتی است که سرگرم برگزاری دومین کنفرانس سالانه خود در تهران در ماه اوت است، از طریق ایمیل با من تماس گرفت. طرف تماس، از من دعوت کرد ”که مقاله علمی ابتکاری خودم را برای کسب شانس شرکت در این کنفرانس بدهم.“

من که هیچ‌گاه اسم این گروه را نشنیده بودم... .، کنجکاو بودم که یک دعوت برای نوشتن مقاله از جانب رژیم ایران چه شکلی خواهد بود لذا سراغ وب سایت گروه رفتم که ‌تر و تمیز درست شده و تقریباً به‌طور کامل به انگلیسی است. در میان تم‌هایی که کنفرانس امسال می‌خواهد بررسی کند این عنوانها دیده می‌شود: «تروریسم دولتی صهیونیسم علیه رژیم ایران»، «تروریسم اینترنتی علیه رژیم ایران» و «تروریسم اقتصادی علیه رژیم ایران در رابطه با تحریمها»... .

من به لیست حامیان کنفرانس دقت کردم که در بین گروه‌های مذهبی مختلف، تنها کمپانی پخش رسانه‌یی ایران و یک شورای دولتی که توسط مشاور ارشد رهبر شان علی خامنه‌ای اداره می‌شود شامل وزارت‌خارجه رژیم ایران بود که همان وزارتخانه‌یی است که در حال حاضر در مورد برنامه اتمی رژیم ایران در آینده مشغول مذاکره با آمریکاست. همچنین رئیس اطلاعات رژیم ایران در مراسم سال قبل صحبت کرده است... .

در یک سریال از رفت و برگشت ایمیلها، طرف تماس من توضیح داد که مقالات اصلی که توسط این سازمان انتخاب شوند در یک کتاب منتشر می‌شوند که ”مؤسسات تصمیم‌گیرنده به آن دسترسی دارند.“ اگر من بخواهم در کنفرانس شرکت کنم“ ما تلاش می‌کنیم تا آن را تسهیل کنیم و به شما سفر که هزینه آن پرداخت شده بدهیم“. سازمانده همچنین در اصل پیشنهاد کرد که به من پول بدهد ولی از من خواست که اول قیمتم را مشخص کنم. (که من این کار را نکردم.)

در طی این تبادلات، مشکل می‌شد به جواب این سؤال که دقیقاً چه کسی این کنفرانس را سازماندهی کرده است رسید. در عین این‌که کنفرانس حمایت مقامات سطح بالا و وزارتخانه‌های دولتی را دارد ولی اسماً توسط گروهی به‌نام انجمن هابیلیان اداره می‌شود.
این گروه توسط خانواده‌های کسانی که... هابیلیان ادعا می‌کند توسط مجاهدین خلق کشته شده‌اند، اداره می‌شود. مجاهدین خلق یک گروه مقاومت ایرانی است که خواهان دموکراسی و دولت غیردینی در ایران است.

یک همکار ارشد در بنیاد دفاع از دمکراسیها که یک بانک فکری در واشینگتن است به من گفت که ”هابیلیان گروهی است که چند بریده مجاهدین خلق را نشان می‌دهد و توسط وزارت اطلاعات رژیم ایران اداره می‌شود. آنها قبلاً کتابچه‌هایی به زبان انگلیسی تولید کرده‌اند ولی این حرفه‌ای‌ترین نوشته‌ها به زبان انگلیسی است که در اینترنت من دیده‌ام“.
یک مفسر دیگر ایران که از من خواست نامش را نگویم گفت هابیلیان اخیراً چندین کتاب به‌خوبی طراحی شده که به‌نظر گرانقیمت می‌آید برایش فرستاده است که به زبان انگلیسی هستند و فکر می‌کند که دولت ایران پول آن را داده است. (خبرگزاری فارس نیز سایتی به زبان انگلیسی دارد هر چند که این سازمان خودش را مستقل از دولت توصیف می‌کند.)... ..

هابیلیان می‌گوید که مجاهدین خلق یک سازمان تروریستی است که مسئول بسیاری از 17000 قربانی است که قربانیان تلاش آن برای به‌دست گرفتن قدرت هستند... ..

اما این توضیح نمی‌دهد که چرا هابیلیان تلاشهای علنی خود را فراتر از یک مجموعه شکایات مشخص گسترده‌تر کرده است و انتقاد کردن از تلاشهای جنگ سایبری آمریکا و یا برنامه تسلیحات هسته‌یی اسرائیل چه ربطی به مجاهدین خلق و جنبش طرفدار دموکراسی ایران دارد؟

جواب ممکن است در تلاشهای گسترده‌تر رژیم ایران برای به‌دست آوردن انواع جدیدی از تبلیغات و دیپلوماسی (با پوشش) مردمی باشد که همه آنها به‌اندازه کنگره بر سر 17000 قربانی ترور پرسر و صدا و موضوع اصلی هابیلیان نیست.

متخصصان ایران و مقامات اطلاعاتی پیشین آمریکا که من با آنها صحبت کردم گفتند که مشکل بتوان با اطمینان فهمید که کنگره در مورد 17000 هدفش واقعاً چیست؟ من ابتدا شک کردم که دعوت به این کنفرانس یک طرح پیچیده برای این باشد که من به ایران سفر کنم و در آنجا مقامات اطلاعاتی تلاش کنند مرا به استخدام درآورند. دو مقام پیشین اطلاعاتی آمریکا به من گفتند که عضوگیری روزنامه‌نگاران، به‌خصوص تحت بهانه نوعی کنفرانس یا رویداد، یک حقه قدیمی است در کار جاسوسی که توسط روسیه و حتی موساد، سرویس اطلاعاتی اسرائیل، به‌کار گرفته می‌شد... .

هر میزان هم که کنگره 17000 غیراستادانه و پر قیل و قال باشد، به‌نظر می‌رسد که تنها بازی است که رژیم ایران دارد انجام می‌دهد. شاید که تبلیغاتچی‌ها در تهران خیلی هم دست و پا چلفتی نیستند. یک جایی در طیف تجمعات نژادپرستانه و حسابهای تویتر دیپلوماتیک، شاید که آنها موفق شوند پیامی را پیدا کنند که مؤثر بیافتد.

اما خطاب به کسی که فکر کرده بود می‌ارزد دنبال این راه بیافتد که مرا عضوگیری کند، باید بپرسم: واقعاً ؟!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر