متن ترانه جدید «ضد فتوا »
من شنیدم واقعا یک کار عالیه البته احساس آدم متناقضه از یک طرف یک ترانه خیلی زیبا و از طرفی به موضوعی اشاره میکنه که قلب آدمو از جامیکنه و گاها احساس میکنم که تحملش فوق طاقته انسانه فقط به یکصورت میشه که تحمل کردهنوزم شهر زیر قتل عامه هنوز کارمن و تو ناتمامه
متن ترانه جدید «ضد فتوا »
در تابستان 67 اعدام بيش از سي هزار زنداني سياسي با فتواي خميني آغاز شد. هيأت مرگ در دادگاه هاي چند دقيقه اي زندانياني را كه حاضر به نفي عقيدهي خود نبودند، به پاي چوبه هاي دار ميفرستاد.
به ياد آنان كه «نه» گفتند به هيأت مرگ و خنديدند بر هيبت مرگ
اينروزا ذهنم پر از تصوير سرخ شصت و هفته
نسل امروزم كه باشم شصت و هفت يادم نرفته
واي از اون فتواي نفرت توي تابستون تفته
آه ازون مرداد غمگين، خونيه هفت روز هفته
دادگاهاي خلاصه، ازدحام توي راهرو
ماشين اعدام فوري، نوبت من نوبت تو
حاكماي شرع ِ وحشت مرگ كسب و كارشون بود
كشتن انسان ترين ها رونق بازارشون بود
تبر بردارو بشكن چوبهها رو
رها كن گردن محبوبهها رو
هنوزم شهر زير ِ قتل عامه
هنوزكار من و تو ناتمامه
رو گلوي هر كبوتر رد حلقه ديده مي شد
طوقيامون بالهاشون دونه دونه چيده ميشد
اونروزا دوربين نبود و لحظه ها رو حك نميكرد
خاك ايران غرق خون بود، باز دنيا شك نميكرد
تبر بردارو بشكن چوبه ها رو
رها كن گردن محبوبه ها رو
هنوزم شهر زير ِ قتل عامه
هنوزكار من و تو ناتمامه
به ياد آنان كه «نه» گفتند به هيأت مرگ و خنديدند بر هيبت مرگ
اينروزا ذهنم پر از تصوير سرخ شصت و هفته
نسل امروزم كه باشم شصت و هفت يادم نرفته
واي از اون فتواي نفرت توي تابستون تفته
آه ازون مرداد غمگين، خونيه هفت روز هفته
دادگاهاي خلاصه، ازدحام توي راهرو
ماشين اعدام فوري، نوبت من نوبت تو
حاكماي شرع ِ وحشت مرگ كسب و كارشون بود
كشتن انسان ترين ها رونق بازارشون بود
تبر بردارو بشكن چوبهها رو
رها كن گردن محبوبهها رو
هنوزم شهر زير ِ قتل عامه
هنوزكار من و تو ناتمامه
رو گلوي هر كبوتر رد حلقه ديده مي شد
طوقيامون بالهاشون دونه دونه چيده ميشد
اونروزا دوربين نبود و لحظه ها رو حك نميكرد
خاك ايران غرق خون بود، باز دنيا شك نميكرد
تبر بردارو بشكن چوبه ها رو
رها كن گردن محبوبه ها رو
هنوزم شهر زير ِ قتل عامه
هنوزكار من و تو ناتمامه


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر